X
تبلیغات
رایتل
مرا به ساحل باران ببر دلم تنگ است
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
نگارش در تاریخ شنبه 8 خرداد 1389 توسط ایرج

بگذار تا بگریم ، چون ابر در بهاران

کز سنگ ناله خیزد ، روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت ، روزی چشیده باشد

داند که سخت باشد ، قطع امیدواران

با ساربان بگوئید ، احوال آب چشمم

تا بر شتر نبندد ، محمل به روز باران

بگذاشتند ما را، در دیده آب حسرت

گریان چو در قیامت ، چشم گناهکاران

ای صبح شب نشینان، جانم به طاقت آمد

از بس که دیر ماندی، چون شام روزه داران

چندی که برشمردم ، از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم ، الا یک از هزاران

سعدی به روزگاران ، مهری نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد ، الا به روزگاران

چندت کنم حکایت ، شرح این قدر کفایت
باقی نمی توان گفت ،الا به غمگساران

قالب وبلاگ