X
تبلیغات
رایتل
مرا به ساحل باران ببر دلم تنگ است
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
نگارش در تاریخ سه‌شنبه 28 تیر 1390 توسط ایرج
یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿۱﴾
ای جامه به خویشتن فرو پیچیده
قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿۲﴾

به پا خیز شب را مگر اندکی
نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا ﴿۳﴾

نیمی از شب یا اندکی از آن را بکاه
أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا ﴿۴﴾

یا بر آن [نصف] بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان
إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا ﴿۵﴾
در حقیقت ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار القا می‏کنیم
إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِیلًا ﴿۶﴾

قطعا برخاستن شب رنجش بیشتر و گفتار [در آن هنگام] راستین‏تر است
إِنَّ لَکَ فِی اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا ﴿۷﴾

[و] تو را در روز آمد و شدی دراز است
وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا ﴿۸﴾

و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز

بنشین به یادم شبی تر کن از این می لبی

که یاد یاران خوش است

یاد اور این خسته را کین مرغ پر بسته را

یاد بهاران خوش است

مرغی که زد ناله ها در قفس هر نفس

عمری زد از خون دل نقش گل بر قفس یاد باد

ای بلبلان چون در این چمن وقت گل رسدزین پاییز یاد ارید

چون بر دمد ان بهار خوش در کنار گل از ما نیز یاد ارید

قالب وبلاگ