ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 |
دل غـریــب مـــن از گــردش زمـــانــه گرفت
بـه یــاد غربــت زهــرا شبــی بـهانه گرفت
شبــانــه بــغـــض گلـــوگــیر مـن کـنار بقیع
شکست و دیده ز دل اشکِ دانه دانه گرفت
ز پـشـت پــنــجــره هــا دیـدگــان پـر اَشکم
سراغ مدفـن پـنـهـــان و بــی نشانه گرفت
نــشـان شـعـلــه و دود و نـــوای زهــــرا را
تـوان هـنــوز ز دیــوار و بـــام خـــانــه گرفت
مصیبتی است علی را که پیش چشمانش
عــدو امـیــد دلــش را بـــه تــــازیـانه گرفت
چـه گـفـت فـاطـمـه کـان گونـه بـا تأثر و غم
علــی مــراسم تـــدفـیــن او شبـانه گرفت
فـــراق فـاطــــمــه را بــوتــراب بـــــاور کرد
شبی کــه چوبــه تــابـوت را به شانه گرفت
واى اگرمادر زخانه پرکشى
ازغمت باباو مارا مى کشى
اى گُل
حیدر مرو
مادر اى
مادر مرو
فاطمه
یا فاطمه
بسکه
اىمادر شتابان مى روى
قاتل
جان یتیمان مى روى
کلبه را
محزون مکن
دیدهها
را خون مکن
فاطمه
یا فاطمه
بیت وحى
و ناله هاى فاطمه
مرتضى و
اشک و آه و زمزمه
یار
حیدر کشته شد
بین خون
آغشته شد
فاطمه
یا فاطمه
اگه شکسته پای من گریه نکن عصای من
هرچه شکسته بنویس به پای گریه های من
اگه تمومه طاقتت نمونده روز راحتت
نگاه پر صداقتت غنیمته برای من
آینه وشعمدون نمی خوام من لب خندون نمی خوام
هرچی که خندس مال تو هرچی غمه برای من
بخندو از خنده بگو از غم بازنده بگو
عمر بزرگوارتو تلف نکن برای من
عشق منو می خوای چیکار عذر وبهونه کم بیار
دوست ندارم که عاقبت تو بشکنی به جای من
شعرت عااااااااااااااااالی بود داداشی و دلنشین
خواهش میشه
دل من محکمه ایست که به من میگوید:
همه را دوست بدار، به همه خوبی کن،
و اگر بد دیدی، دل به دریای محبت بزن و بخشش کن
خیلی قشنگه
سلام داداشی
خوبی ؟ معلومه تو کجایی پسر....
باورم نشد اومدی وبلاگ و کامنت گذاشتی، ممنون داداشی ....
نگرانم کردی، چی شده؟؟؟؟
چشم برات دعا میکنم، تو هم منو از دعای خیرت فراموش نکن
توکل کن به خدا، خودش همه مشکلات رو حل میکنه
شاد باشی ..........
سلام
رسو دانشگاهو و میان ترم و 1000 جور گرفتاریه دیگه
داداشی جونم الهییییییییییییییییییی


ناناحت نشووووو
اون یه نفر سمیه بودش؟؟؟
خودش اومده و ازت عذرخواهی کرده......
داداشی سمیه کامپیوترش هنگیدددددددددددددده ما رو دیوونه کرده..مگه نمیدونی کامپیوتر این دخمل همیشه این جورکیه!!!!
سمیه اتفاقا دلش تنگیده بود می خواست بحرفه باهات....
بیچاله تقصیل نداله.....این کامپیوترش قاطه...
می خوایم وشسط جاده با نفت اتیشش بزنیم...میای؟؟؟
فدااای داداشی خوفم...........
نبینم دلت بگیره هااااا
من همیشه دعات میکنم....
داداشی چشام درد میکنه و میسوزه
دارم میرم علوسی....ولی نمیدونم با این چش درد چه کنم
گریههههههههههههههه
دعام کن خوف شه........
اون برنامه هم یکم باهاش ور رفتم ولی فکر کنم مشکل دارم...
فردا میام بهت میگم
چون الان دالم میرم ارایشگاه و بعدشم علوسی......
مراقب داداش ایرجم باش
شاد باشی
یا حق....
سلام ابجی
شاد باشی
سلاااااااااااااام داداشی ایرجم
خوفی؟؟؟
دلم برات تنگیدددددده بووووووووووووود
چه خفراا؟؟؟
ممنونم از حضوت داداشی
الهیییییییییییییی داداشی یاکریما خیلی قشنگن...منم این قد دوست دالم رو درخت خونمون پرنده لونه کنه.........
وااای خیلی خوشمله....
خیلی گلیییییییییییی داداشی...
سلام داداشی ایرج عزیز .
آبجی فاطیما که منو بهت معرفی کرده .
من اسمم جواد هست و از اینکه داداش با احساس ، مهربون و دوست دار اهل بیت مثل آقا ایرج دارم خیلی خوشحالم .
لطفا به من هم سر بزن.
بازباران باریدخیس شدخاطره ها؛مرحبابردل ابری هوا,هرکجاهستی
باش آسمانت آبی وتمام دلت ازغصه دنیا خالی............
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عرض شد....اومدیم بعدازمدتها یه سری بزنیم خوووووووووووفی؟؟؟چه خبرا؟؟؟
سلام داداشی وبلاگت خیلی قشنگ شده ها! دستت طلا به منم سر بزن راستی تبادل لینک میکنی؟
تاخ تاخ تاخ کسی خونه نیست؟؟؟؟؟؟
سلام داداشی خوبی ؟
بادرس و دانشگاه چیکارا میکنی ایرج؟
آپت خیلی قشنگ بود.بخصوص عکس گلای نرگس من عاشق گل نرگسم
موفق باشی و پایدار
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش وقتی آرزویی میکنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلبمان را بشنود
دریا جان مرسی
دستت گلت درد نکنه
شعرت خیلی زیباست
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای



داداش ایرررررررررررررررررررررررررج؟؟؟
من الان سرمو می کوبونم به دیفاااااااااااااااااااااااااااار
کلی برات نوشتممممممممممممممممممممممممممم
یه ساعته دارم می نویسم
کامپیوترم هنگیدددددددددددددددددددددد اونم پریدددددددددد
یه عالمه توو خصوصی نوشتم ولیییییییییییییی.....
خدایااااااااااااااااااااااااا
ساعتو داشته باااش................
شرمنده داداشی...بی تقصیرم................
فردا میام باهات میحرفم و می نویسم برات........
من دیگه رفتم
بیهوش شدم....................
یا حق
سلااام داداشی ایرج جونم
خوفی؟؟؟
وااااااااااااااااااای یه دنیاااااااااااا ممنونم داداشی
لطف کردییییییییییییییییی
خیلی گلییییییییییییییییی
الان میام خصوصی برات می نویسم..............
هر چی ارزوی خوبه مال تو.........
مرسی فاطیمایی
بیا ای یار شیرینم !که من مردانه برگشتم
تورافرهاد،من هستم،بیا جانانه!برگشتم
ببین !باعشق توکندم تمام بیستونهارا
کنون پیروزمندانه ، برت ،دردانه!برگشتم
بیاورباده ای ساقی !به پا کن جشن عشق ما
که من از جنگ با خسرو،ببین ،شاهانه برگشتم
بیاای مهربان من! مخوراندوه تنهایی
به گردشمع جان تو ،منم پروانه ،برگشتم
تمام هستی ام جانا ! فدای یک نگاه تو
کنون مجنون ترازقبل ،ببین دیوانه برگشتم
خیلی قشنگه
خسته خسته خسته ام،اززمانه خسته ام
ازصدای گریه بی بهانه خسته ام
ازنگاههای تو ،آن نگاههای سرد
خالی ازاشاره عاشقانه خسته ام
خسته خسته خسته ام ، ازعبورلحظه ها
لحظه های بی تپش ، بی ترانه خسته ام
دور شو زمن دگر ترک باده کرده ام
از شراب ومحفل مطربانه خسته ام
خسته خسته خسته ام ،ازفراق وانتظار
ازسکوت هرشب کنج خانه خسته ام
بی جهت برای من قصه جنون مگو
می شناسمت دگر،ازفسانه خسته ام
مرسییییییییییییییییییی
رهایم کن ازاین زندان ، سکوت تلخ خودبشکن
مخواهم اینچنین حیران ، سکوت تلخ خود بشکن
گناه من ،همه خوبی ! جزاینکه عاشقت بودم؟!
مرنجانم چنین آسان ، سکوت تلخ خود بشکن
تمام لحظه های من ، همه یکرنگ ـ رنگ شب ـ
تویی پایان این دوران ، سکوت تلخ خود بشکن
به یک دشنام هم از تو ، خداداندکه خرسندم
بیاور قطره ای ازآن ، سکوت تلخ خود بشکن
دل طوفانی ام هردم ، به هرسو می زند خودرا
که ای آرام بی پایان ! سکوت تلخ خود بشکن
مرسییییییییییییییییییییییی
تو باران شدی من زمین میشوم
توصدجمله من نقطه چین میشوم
مرا هم درین قصه بازی بده
تو مهتابو من شب نشین میشوم
رهایم کن از این همه خستگی
بدم من ولی,بهترین می شوم
می زنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام
*
می روم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم
*
می روم تا موی خود شانه کنم
خنده را مهمان این خانه کنم
*
می روم تا پرده هارا واکنم
دوست دارم؛ دوست دارم
عشق را معنا کنم
*
شادی ام را رنگ آبی می زنم
بوسه بر طعم گلابی می زنم
*
می دوم خندان به سوی آینه
باز می خندم؛ به روی آینه
*
می زنم یک شاخه گل بر موی خود
می نشینم باز بر زانوی خود
*
می نشانم روی دستم یک کتاب
تا بخوانم باز هم یک شعر ناب
*
آری!آری! این منم این شاد و مست
دوست دارم عاشقی را هرچه هست
...
ممنون
در میان فرش زیبای چمن
گله ای با شادمانی می چرد
روی گل ها در کنار چشمه ای
شاپرک آرام و تنها می پرد
قل قل یک چشمه ی پاک و زلال
با صدای گرم چوپان همنواست
در کنار چوب دستی بقچه ای است
در میان بقچه هم نان و غذاست
زاغ تنهایی کنار لانه اش
جوجه هایش را تماشا می کند
تابش خورشید خوب و مهربان
دشت گل را گرم و زیبا می کند
شعر شادی بازهم پیچیده است
در میان بع بع بزغاله ها
می توان یک شعر زیبا را سرود
روی سبزه در کنار لاله ها
شعرش قشنگه خیلی با احساسه
خییییییییییییییییلی ممنون
دست گلت درد نکنه
گفتم خدایا از همه دلگیرم...گفت حتی از من؟
گفتم خدایا دلم را ربودند...گفت پیش از من؟
گفتم خدایا چقدر دوری...گفت تو یا من؟
گفتم خدایا تنهاترینم...گفت پس من؟
گفتم خدایا کمک خواستم...گفت از غیر من؟
...گفتم خدایا دوستت دارم...گفت بیش از من؟
گفتم خدایا این قدر نگو من...گفت من توام تو من