X
تبلیغات
رایتل
مرا به ساحل باران ببر دلم تنگ است
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
نگارش در تاریخ شنبه 18 دی 1389 توسط ایرج

غمگین تر از همیشه ام

غمگین تر از هر لحظه ام

خسته شدم

خسته تر از هر روز و هر لحظه

سرگردان در این این تکاپوی بی سرانجامم

چشمان ترم جلوی دیدگانم را گرفته

امیدی نیست

نوری نیست

صدایی نیست یاری ام کند

ناگاه به یاد این کلمه می افتم

که یکی با تمام وجودش گفت

هل من ناصر ینصرنی؟

دست به سوی هر کسی یازیده ام

نیست همراهی نیست یاری

ندارم هیچ ارزویی

الهی من تو را میخواهم

الهی فقط خودت برای من ارامشی

الهی دستم بگیر و از این دنیای خاکی رهایم کن

رها تر از پروانه

به سبک بالی پرستو های عاشق

و زیبایی پرواز قو

مرا پیش خود ببر

چشام بستس جهانم شکل خوابه – عزابه – اضطرابه روبه روم دیواری از مه دیواری از سنگ

بگو بیهوده نیس – بگو بیهوده نیس فاصله ی اب و سراب بگو سپیدیه کاغد بیهوده نیس

 

بگو از کوچ پراکنده فقط کابوس و تنهایی

 

بگو خواب بود هر چی که دیدم   -  افسانه بود هر چی شنیدم  -  نگاه کن شوق دل زدن به دریا

بگو همه حرفات یه شوخی بود  -  خیالی بود قصه ی جدایی   -  تصور کن خوشبختی ما را

....


کاغذهای سفید دفترم هرگز برای نوشتن دلتنگی هایم کافی نیست ...
دریایی باید برای قلم زدن و آسمانی باید برای نگریستن و ابری برای گریستن ....
و شاید رنگین کمانی برای دوست داشتن !
نه ...!دریا هم برای نوشتن کافی نیست
بس که دلم تنگ است ... !

دلنوشته های غمگین پسری از تبار برف...



ادامه مطلب رو هم ملاحظه کنید



اینم یه نمای با حال از کربلا امیدوارم هرکی دلش بخواد و از صمیم قلبش بخواد که صحن مطهر اغا ابوالفضل و امام حسین رو ببینه و زیارت کنه خدا نصیبش کنه

اگه خواستین عکس در اندازه واقعی خودش نمایش داداه بشه اول ذخیرش کنید بعد ببینید

قالب وبلاگ