X
تبلیغات
رایتل
مرا به ساحل باران ببر دلم تنگ است
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
نگارش در تاریخ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 توسط ایرج

دل غـریــب مـــن از گــردش زمـــانــه گرفت

بـه یــاد غربــت زهــرا شبــی بـهانه گرفت

شبــانــه بــغـــض گلـــوگــیر مـن کـنار بقیع

شکست و دیده ز دل اشکِ دانه دانه گرفت

ز پـشـت پــنــجــره هــا دیـدگــان پـر اَشکم

سراغ مدفـن پـنـهـــان و بــی نشانه گرفت

نــشـان شـعـلــه و دود و نـــوای زهــــرا را

تـوان هـنــوز ز دیــوار و بـــام خـــانــه گرفت

مصیبتی است علی را که پیش چشمانش

عــدو امـیــد دلــش را بـــه تــــازیـانه گرفت

چـه گـفـت فـاطـمـه کـان گونـه بـا تأثر و غم

علــی مــراسم تـــدفـیــن او شبـانه گرفت

فـــراق فـاطــــمــه را بــوتــراب بـــــاور کرد

شبی کــه چوبــه تــابـوت را به شانه گرفت



 


واى اگرمادر زخانه پرکشى

ازغمت باباو مارا مى ‏کشى
اى گُل حیدر مرو
مادر اى مادر مرو
فاطمه یا فاطمه
بس‏که اى‏مادر شتابان‏ مى ‏روى
قاتل جان یتیمان مى ‏روى
کلبه را محزون مکن
دیده‏ها را خون مکن
فاطمه یا فاطمه
بیت وحى و ناله ‏هاى فاطمه
مرتضى و اشک و آه و زمزمه
یار حیدر کشته شد
بین خون آغشته شد
فاطمه یا فاطمه





اگه شکسته پای من گریه نکن عصای من

هرچه شکسته بنویس به پای گریه های من

اگه تمومه طاقتت نمونده روز راحتت

نگاه پر صداقتت غنیمته  برای من

آینه وشعمدون نمی خوام من لب خندون نمی خوام

هرچی که خندس مال تو هرچی غمه برای من

بخندو از خنده بگو از غم بازنده بگو

عمر بزرگوارتو تلف نکن برای من

عشق منو می خوای چیکار عذر وبهونه کم بیار

دوست ندارم که عاقبت تو بشکنی به جای من

قالب وبلاگ