X
تبلیغات
رایتل
مرا به ساحل باران ببر دلم تنگ است
حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر
نگارش در تاریخ جمعه 14 مرداد 1390 توسط ایرج

باد ها
یاد آور کوران هایست
که روزی پشت سر گذاشته ایم
و اینک نسیم هدیه ایست از خدا
برای سرو ماندن در برابر دشواری ها ...
اما نمیدانم
چرا نسیم احساسم
موج های دریای دلم را مواج کرده اند
شاید دلتنگی
شاید زخم گذشته
شاید عشق
شاید خدا...
شاید

 

 

 

لطفا به من عشق تعارف نکنید !

سیرم

من به تنهایی کنار ساحل قدم میزنم

به تنهایی به دیدن غروب میروم

به تنهایی تنها میمانم!

عشق را میسپارم به چشمان آزاد و نترس موش های صحرایی

من شکستم ، دیروز تکه تکه هایم را با دست جمع کردم ، دستم برید ! از فردا خودم را گچ میگیرم

شاید دیگر هرگز پرواز نکنم اما هرگز زمین نمیخورم

شاید نخندم اما گریه هم نمیکنم

شاید جاودانه نشوم ! اما آسوده میمیرم

فردا قلبم را از جا میکنم ، چالش میکنم زیر خروارها خاک نم کشیده ی کویر

شما هم میتوانید در مراسم تدفینش شرکت کنید

فقط لطفا قلبم را ندزدید

من عاشق نمیشوم

حتی به قیمت پوسیدن

...!

----  ><(((:>  -------  ><(((:> -----


قالب وبلاگ